|
پيش نيازهاي نوآوري در کشور
1- نوآوري (Innovation) از جمله واژگان مانوس و شناخته شده يي است که در دهه هاي اخير در عرصه هاي اجتماعي به ويژه عرصه مديريت جايگاه مهمي براي خود پيدا کرده است. سالانه ده ها و صدها کتاب و مقاله در مورد نوآوري نوشته مي شود و دوره ها، سمينارها و کارگاه هاي آموزشي برگزار مي شود. اينک در کشور ما سال 1387 به رسم سال هاي اخير به نام «سال نوآوري و شکوفايي» نامگذاري شده است. اينکه اين نامگذاري ها چه اندازه در تحقق پيام هاي خفته در بطن آن نام ها موثر بوده امري است عليحده و نيازمند بررسي و مقايسه محققان و کارشناسان مرتبط اما آشنايي بيشتر هم ميهنان با مفهوم و محتواي «نوآوري» مي تواند خالي از لطف نباشد لذا در اين يادداشت کوتاه به اجمال به اين بحث مي پردازيم. البته نقطه تمرکز يادداشت روي پيش نيازهاي تحقق نوآوري است. چرا که همگان واقف اند براي تحقق هر پيام و شعاري، شرايط و زمينه هايي نيز لازم است که بدون فراهم ساختن آنها، تحقق آن مشکل مي نمايد.
2- علماي مديريت نوآوري را به کارگيري ايده هاي نوين ناشي از خلاقيت معنا کرده اند که مي تواند يک محصول جديد، خدمت جديد يا راه حل جديد براي انجام يک کار باشد. براين اساس مي توان گفت در يک جامعه و سازمان ها و نهادهاي جمعي آن- و حتي براي يک شخص و خانواده- علاوه بر خلق ايده ها و افکار جديد - که خلاقيت ناميده مي شود- به کارگيري و کاربردي کردن آن ايده ها و افکار ضرورت دارد. لذا جوامع و سازمان هايي پيشرو لقب خواهند گرفت که از قدرت زايندگي فرهنگي برخوردار و توان کاربردي کردن ايده هاي نو را داشته باشند. از اين لحاظ اهميت دادن به نوآوري به فال نيک گرفته شده و مي تواند علامتي باشد مبني بر تمايل به پيشرفت و پيشرو بودن. اما يک نکته وجود دارد و آن اينکه طرح مساله در همين حد گفته شده باقي بماند و مديران و گردانندگان جامعه و سازمان ها از ايجاد بستر و زمينه سازي لازم غافل شوند. اينکه نوآوري مهم است و تمام پديده هاي بشري - اعم از ابزار، روش ها، فنون، رويکردها و حتي پارادايم ها- محصول نوآوري است مورد ترديد نيست. و اينکه براي تحقق نوآوري يک فرآيند منظم از تولد يک فکر و انديشه و نظر تا پردازش و تبديل آن به يک ابتکار و ابداع طي مي شود، ابهامي وجود ندارد. نگراني زماني بروز مي کند که از موانع سر راه نوآوري غفلت شود و مسير براي تحقق نوآوري هموار نشود. 3- نوآوري نوعي عادت شکني تلقي مي شود. از اين منظر براي يک فرد خلاق و نوآور بايد اين باور ايجاد شده باشد که ابزارها و روش ها و سيستم جديد هم ممکن است داراي اشکال و نقص باشد تا در نتيجه وي در پي ابزار و روش و سيستم جديد برآيد يا در اين مسير پاسخ هاي جديد براي مسائل جامعه و سازمان مورد نظر بيابد. در واقع نوآوري نوعي اجتهاد به شمار مي رود؛ اجتهادي که در پي آن است مسائل موجود را به طريق مفيد و بديع حل کند. بديهي است در چنين مسير سخت و دشواري موانع جدي وجود دارد که مادام آن موانع شناسايي نشده و از سر راه برداشته نشوند امکان تحقق نوآوري وجود ندارد. از جمله اين موانع عبارتند از؛ ـ عدم اعتماد به نفس. به اين معنا که خودشناسي، محيط شناسي، آگاهي از توان و ظرفيت و پتانسيل هاي خود ايجاد شود و او باور کند که مي تواند راه حل هاي جديد براي مسائل موجود بيابد و براي اين راه حل يابي از اراده قوي و استوار برخوردارشود. ـ ترس و نگراني و عدم امنيت رواني. فرد، گروه ها يا سازمان هاي نوآور بايد مطمئن باشند که اگر بابت نوآوري و ابداع شان جايزه و تشويقي نگرفتند، دست کم محدود نخواهند شد. افراد زماني مي توانند زايش فکري داشته باشند، ايده ها و راه حل هاي نو ارائه دهند که بتوانند انتقاد کنند. عدم وجود امنيت فکري و ترس از بازخوردهاي منفي از موانع جدي ابداع است. ترس، از موانع جدي نوآوري است. در واقع زماني مي توان نوآوري را ترويج کرد که درجه ريسک پذيري در فرهنگ جامعه بالا باشد و آرامش و امنيت سايه اش را بر دل و مغز نيروهاي فکري گسترانيده باشد. - تمايل به همرنگي و همگوني. زماني نوآوري در جامعه يي جان مي گيرد که هنجارهاي اجتماعي ابداع و خلاقيت را تقبيح نکنند و به فرد اجازه دهند آزادانه بينديشد و در پي راه حل هاي جديد باشد و متهم نشود. - عدم تمرکز ذهني. از جمله شرايط ضروري نوآوري انسجام فکري و تمرکز ذهن است. پريشاني ذهني، دغدغه هاي متفرقه زندگي و عدم امنيت فکري و آزادي انديشه موجب مي شوند آن شرط تحقق نيابد. 4- از منظر ديگر براي تحقق نوآوري و خلاقيت ونيز تقويت آن، شرايطي لازم است که بي توجهي به آنها مانع از نوآوري مي شود. از جمله اين شرايط مي توان موارد زير را نام برد؛ ـ فضاي خلاق اجتماعي و عمومي. يعني اينکه فضايي که محرک و مشوق نوآوري باشد. در جامعه و سازمان هايي که مديران ارشد و قدرتمندان آن آماده شنيدن ايده هاي نو نبوده و در پي کشف راه حل هاي جديد نباشند نوآوري شکل نمي گيرد. نوآوري در جايي متولد مي شود که پذيرفته شود راه حل هاي موجود داراي کاستي است يا ممکن است راه حل هاي بهتري نيز وجود داشته باشد. مطلق گرايي و اصرار بر درستي روش ها و ابزارها و فنون موجود مانع جدي تحقق نوآوري هستند. بنابراين وجود آزادي و نبودن موانع نوانديشي از شروط لازم تحقق نوآوري هستند. - تفکر استراتژيک و درازمدت. بدين معنا که کوتاه نگري، دچار روزمرگي شدن و تعجيل در تحقق خواست ها اجازه نمي دهند نوآوري شکل بگيرد. تولد، توسعه و تعميق نوآوري نيازمند حوصله و زمان دادن به نوآوران است. در همين راستا داشتن تفکر سيستمي و پرهيز از يک گزينگي از شروط نوآوري است. فرد، سازمان و جامعه يي که فردگرا و تک گزينه يي است هرگز نمي تواند خلاق و نوآور باشد.در نوآوري نوعي توفان مغزي بايد به وقوع بپيوندد تا انديشه و فکر و راه حل نو پديد آيد لذا محدود کردن افراد به زمان خاص، مکان خاص و چارچوب و محدوده خاص اجازه نوآوري نخواهند داد. -ايجاد سيستم حمايت و بهره برداري از نوآوري ها. براي اينکه جامعه از گزند سليقه گرايي رهايي يابد لازم است در جامعه و سازمان ها، سيستم راهبري و بهره برداري از نوآوري و خلاقيت ايجاد شود. بدون طراحي و استقرار سيستم مشخص نمي توان نوآوري را در سازمان ها به وجود آورد و تقويت کرد. در فرآيند نوآوري اصل بر اين است که افراد خلاق چيزهايي را مي بينند که ديگران نمي بينند. لذا با محدود کردن آنان به اينکه فقط در چارچوب انتظارات و خط قرمزهاي مديران ارشد بينديشند هرگز زايش فکري روي نخواهد داد. 5- استيفن رابينز نظريه پرداز نام آشناي مديريت نوآوري را ميزان مسووليت، آزادي و استقلالي مي داند که افراد درون يک فرهنگ از آن برخوردارند و محرک هايي را براي نوآوري برمي شمارد. رابينز مي گويد محرک هاي نوآوري سه دسته هستند؛ اول متغيرهاي ساختاري. وي ساختار ارگانيک و پويا را مهم ترين متغيري مي داند که مي تواند به نوآوري حرکت ببخشد. وجود ارتباطات زياد و البته چندسويه - و نه يک سويه و تحکمي- از ديگر محرک هاي مورد نظر رابينز است. متغيرهاي فرهنگي دومين متغير انگيزشي براي نوآوري ناميده مي شود. براين اساس نوآوري در جوامع و سازمان هايي پديد مي آيد که داراي فرهنگي با ويژگي هاي زير باشند؛ ابهام پذير و ريسک پذير، تحمل کننده موضوعاتي که الزاماً قابل تحقق نيستند، قائل به کنترل بيروني اندک و داراي سيستم باز. سومين متغير عبارت است از متغيرهاي منابع انساني که امنيت شغلي از مشخصه هاي بارز آن است. به استناد نظريات رابينز و ديگر انديشمندان عرصه مديريت مشاهده مي شود که براي تحقق نوآوري پيش نيازهاي زيادي وجود دارند که بدون مهيا کردن آنها نوآوري تحقق نمي يابد. سيدهاشم هدايتي |+| نوشته شده توسط محمد عبادي در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 20:31 |
|

